السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

278

تفسير الميزان ( فارسي )

براى اينكه دهر منم . اين منم كه شب و روز را درست مىكنم ، و اگر بخواهم هر دو را از بين مىبرم « 1 » . و در تفسير قمى در ذيل آيه « * ( هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ . . . ) * » مىگويد : پدرم از ابن ابى عمير ، از عبد الرحيم قصير ، از امام صادق ( ع ) برايم حديث كرد كه گفت : من از آن جناب از معناى « ن وَالْقَلَمِ » پرسيدم ، فرمود : خداى تعالى قلم را از درختى كه در بهشت است و نامش « خلد » مىباشد خلق كرد ، و سپس به نهرى كه در بهشت است دستور داد تا مداد شود ، پس نهر منجمد و سفيدتر از برف شد ، و هم شيرينتر از شهد ، آن گاه به قلم فرمود : بنويس . پرسيد : پروردگارا چه بنويسم ؟ فرمود : بنويس آنچه را كه شده و آنچه را كه تا قيامت خواهد شد . پس قلم ، همه را در رقى سفيدتر از نقره ، و صافتر از ياقوت بنوشت ، پس خداى تعالى آن را در هم پيچيد ، و در ركن عرش قرار داد ، و سپس دهانه قلم را مهر و موم كرد ، در نتيجه ديگر تا ابد گويا نخواهد شد . پس كتاب مكنونى كه نسخه ها همه اش از آنجاست همين كتاب است ، مگر شما عرب نيستيد ؟ پس چرا معناى كلام را نمىفهميد ؟ مگر شما به يكديگر نمىگوييد اين كتاب را استنساخ كن ، مگر جز اين است كه كتاب از نسخه اصليش استنساخ مىشود ؟ اين همان است كه خداى تعالى مىفرمايد * ( « إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ » ) * « 2 » . مؤلف : اينكه فرمود : « پس قلم ، همه را در رقى . . . » تمثيل لوح مكتوبى است كه حوادث در آن ضبط شده به « رق » و كلمه « رق » بطورى كه راغب گفته به معناى هر چيزى است كه بر روى آن نوشته شود و شبيه به كاغذ باشد . و در سابق هم حديثى از آن جناب نقل كرديم كه فرمود : قلم نام فرشته اى و لوح نيز نام فرشته اى ديگر است . و اينكه فرمود : « آن را در هم پيچيد و در ركن عرش قرار داد » تمثيلى است كه در آن عرش خدا به تخت سلطنتى تشبيه شده كه داراى پايه و ركن است . و اينكه فرمود « سپس دهانه قلم را مهر و موم كرد . . . » كنايه است از اينكه آنچه در آن رق نوشته شده ، قضاء حتمى است كه رانده شده ، و ديگر تغيير و تبديل نمىپذيرد . و اينكه فرمود « مگر شما عرب نيستيد . . . » اشاره به مطلبى است كه در تفسير آيه مذكور خاطرنشان كرديم ، و ان مطلب اين معنا را توضيح

--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 35 . ( 2 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 299 .